امـــا تـــو کهـــ دستـــتــــ بـــهــ زمیــــنــــ مــــی رســـدــ
“بــلــنــــدمـــ کـــــن “
خداوندا
خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم…
بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام !
گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله" ; از رحمت من نا امید نشوید.
گفتم:هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره...
گفت: "ان الله بین المرء و قلبه" ; خدا حائل است میان انسان وقلبش.
گفتم:هیچکس و ندارم...
گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" ; ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم.
گفتم:اصن انگار من و فراموش کردی...
گفت: " فاذکرونی اذکرکم" ;منو یاد کنید تاشما را یادکنم.
خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم
به جای اینکه با مشت به دهانم بزند
با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید